تبليغاتX
تا آزادي جلوه جواهري

جلوه جواهري، وب‌نگار و فعال حقوق زنان از دو هفتهء پيش در بند زنان اوين زنداني است. اتهام او بيش‌تر متوجه مطالبي است كه در وب‌سايت‌هاي اينترنتي زنان دربارهء مسايل زنان نوشته است. او از مشاهدات خود در بند اوين، گزارشي نوشته است كه مي‌خوانيد:

 

اين‌جا بند نسوان اوين است، با بيش از هزار و يك قصه، قصه‌هايي تو در تو كه در هزار توي هر بند و سلول در هم مي‌آميزند و دوباره تكرار مي‌شوند. قصه‌هاي واقعي از زندگي زناني كه وقتي مي‌فهمند  براي نوشتن و گفتن از حقوق زنان،بازداشت شده‌ همهء وجودشان همدردي مي‌شود. اين‌جا در بند نسوان زندان اوين براي گفتن از خواسته‌هايمان نيازي به مثال آوردن نيست. زندگي‌هاي از هم پاشيدهء ساكنان اوين خود گواه روشني بر ناعادلانه بودن برخي از قوانين است. بسياري از زنان به زندان افتاده‌اند فقط و فقط براي اين كه حق طلاق نداشتند. آري، مقصر بسياري از موارد همسركشي در ميان ساكنان بند نسوان، نداشتن حق طلاق است و بن‌بست‌هايي كه جامعه و گاه قوانين برايشان ايجاد كرده‌اند.

 

زني خسته، مرا به مددكاري مي‌برد و در راه كوتاه‌مان به فغان و ناله در مي‌آيد كه به دليل قتل همسرش به اين‌جا آمده.«فرشته» همسر چهارم شوهرش بوده است.شوهري كه او را هميشه زير مشت و لگد، مي‌گرفته است. فرشته مي‌گويد: «از آن وضع ديگر خسته شده بودم و درخواست طلاق دادم»، اما شوهرش در پاسخ به اين درخواست، با قساوت بيش‌تري او را زير حملات مشت و لگد مي‌گيرد و زن تنها از خود دفاع مي‌كند، دفاعي كه به مرگ شوهر مي‌انجامد. حال سرنوشت فرشته، بودن در هزار توي قصه‌هاي اين‌جاست. زهرا به همراه دختران و پسرش، همسر خود را كشته است و همراه آن‌ها راهي زندان شده. زهرا و دخترانش زندان را آسايشگاه بهتري از خانه مي‌دانند كه در جهنم خانه، به سرنوشتي نامعلوم گرفتار شده بودند. زهرا مي‌گويد حالا مي‌تواند لحظه‌اي آرام باشد و حتي به زندگي خود و فرزندانش ذره‌اي اميدوار. مي‌گويد حتي اگر از پيش او فرار هم مي‌كرديم به دنبال ما مي‌آمد و تك تك ما را مي‌كشت. همه راه‌ها را امتحان كرده بودند و درمانده در كنار قوانيني كه هيچ راه‌حلي براي آنان نداشت و آن‌ها در اوج نااميدي

 به تنها چاره يعني مرگ او رسيده بودند. تنها مرگ او مي‌توانست نجات‌بخش آنان باشد.

 

پروين، صداقت برايش از همه چيز مهم‌تر است. با اصرار، همسر مردي مي‌شود كه صادق است و مي‌خواهد او را خوشبخت‌ترين زن دنيا كند اما اسير چهار ديواري خانهء خود مي‌شود و هوس‌هاي مردي كه مي‌خواست او را «خوشبخت» كند. مرد (صادق) معتاد مي‌شود و در بگومگوهاي خانه هر بار او را به زير مشت و لگد مي‌گيرد و هر شب پي زني ديگر مي‌رود. پسرش به رابطهء پدرش با زنان ديگر پي مي‌برد و به مادر نهيب مي‌زند. پروين در آخرين باري كه زير مشت و لگد مردي كه مي‌خواست «خوشبخت»اش كند له ‌شده به محكمه مي‌رود تا شايد بتواند با گواهي پزشكي قانوني، طلاق بگيرد، قاضي به او مي‌گويد:«بايد سه بار كتك خورده باشي و هر بار با گواهي پزشكي قانوني شكايت كرده باشي، آن وقت است كه مي‌تواني طلاق بگيري». پروين مي‌گويد: «شوهرم معتاد است»، جواب مي‌شنود:«اگر سه بار شوهرت را بستري كردي و دوباره به اعتياد روي آورد، آن وقت است كه مي‌تواني طلاق بگيري».مي‌گويد:«با هم تفاهم نداريم» مي‌گويند:«اگر هفت ماه گذشت و...» پروين در ميان اماها و اگرها غرق مي‌شود تا سرانجامش به دست مرد ديگري سپرده مي‌شود كه مي‌خواهد او را خوشبخت كند و همو، شوهر پروين را با وجود ميل او مي‌كشد و سرانجام‌اش در هزار توي قصه‌هاي بند نسوان اوين است.

 

سپيده كه هيچ گاه نمي‌تواند طلاق‌اش را از شوهر مواد فروش‌اش بگيرد، روانهء زنداني شده كه به دست شوهرش براي او ساخته‌اند. سپيده كه در خانهء خود نيز قدرت تصميم‌گيري ندارد، يك سال و نيم پس از دستگيري شوهرش، اكنون به جرم همدستي با شوهرش، زنداني است. سپيده كه بارها خواسته از شوهر مواد فروش خود طلاق بگيرد، حال بايد جور زندان شوهر خود را نيز تقبل كند.

 

در هر گوشهء بند نسوان اوين، قصهء زناني را مي‌شنوي كه به مدد قوانين و با زور پدرانشان در سنين پايين ازدواج كرده‌اند و با زور شوهرانشان مواد مخدر فروخته‌اند و قانون ،كمتر از آن‌ها حمايت كرده است.

 

در هر گوشه اغلب زناني را مي‌بينيم كه زير ضرب و شتم شوهران‌شان دست به جنايت زده‌اند، در حالي كه نمي‌توانستند از حصار تنگي كه دورشان را گرفته، رهايي يابند اما همين زنان را مي‌بيني كه به محض زنداني شدن، فراموش‌شدگان خانوادهء همان شوهران و پدراني هستند كه آن‌ها را به اين‌جا كشانده‌اند.

 

ما، روزنامه‌نگاران و فعالان جنبش زنان را چند ماه يا چند سال، سرانجام آزادمان مي‌كنند و مي‌رويم. هر كدام‌مان از حداقلي از حمايت خانواده‌ها و دوستان‌مان برخورداريم و هر قدر هم كه اين‌جا باشيم اگر بيرون بياييم از آن حمايت‌ها بهره‌مند خواهيم شد اما برخي ازآنهايي كه در اين چهارديواري‌ها اسيرند، به جرم گناهي كه گاه چارهء ديگري به جز ارتكاب آن نداشتند، در بيرون از اين جا هيچ كسي را ندارند كه از آنان حمايت كند. آن‌ها به ندرت از قانون آگاه هستند و وقتي آزاد هم بشوند پل‌هاي پشت سرشان را ويران شده مي‌يابند.

 

خبرهايي كه در اين پستوهاست گاهي بسيار كوچك و جزيي مي‌نمايد و شايد بيرون از اين‌جا دل هيچ كس را حتي براي درج خبري در روزنامه‌اي نلرزاند، اما در پس اين خبرهاي كوچك و جزيي اين تو در تو، زني تنها زندگي‌اش را از دست رفته مي‌بيند.

 

 

 

+ نوشته شده در  جمعه سی ام آذر 1386ساعت 21:26  توسط حامي  | 

كانون زنان ايراني: دادگاه جلوه جواهري و مريم حسين خواه به تعويق افتاد. اين دادگاه براي شركت اين دو فعال حوزه زنان در تجمع مقابل دادگاه انقلاب در 13 اسفند سال گذشته ترتيب داده شده بود .

مریم حسین خواه 31 روز پیش و جلوه جواهری 18 روز قبل به اتهام همکاری با سایتهای اینترنتی که بیشتر در ارتباط با مسائل حوزه زنان است بازداشت و روانه زندان اوین شدند.این دو فعال حوزه رسانه به دلیل عدم پرداخت وثیقه های سنگین هم اکنون در زندان به سر می برند.

دادگاه اين دو نفر ديروز و امروز تشكيل نشد و به گفته كاوه مظفري، همسر جلوه جواهري هنوز زمان برگزاري دادگاه آينده نيز مشخص نشده است.

مظفري همچنين مي گويد:« امروز قاضي سبحاني از اين دو نفر بازجويي كرده است و به اعتقاد او هر زمان كه وثيقه مهيا شود جلوه و مريم آزاد خواهند شد اما ما همچنان تاكيد داريم كه پولي براي پرداخت وثيقه در اختبار نداريم.»

خانواده‌هاي مريم حسين خواه و جلوه جواهري خواهان تغيير قرار وثيقه به قرار كفالت هستند.

+ نوشته شده در  جمعه سی ام آذر 1386ساعت 21:10  توسط حامي  | 

دولت باید همه اتهامات را رفع کند وبه آزار فعالان پایان دهد

 

 )نیویورک، 17 دسامبر، 2007) 

سازمان دیده بان حقوق بشر امروز با انتشار بیانیه ایی اعلام کرد که ایران باید فورا اتهاماتی را که با انگیزه های سیاسی علیه فعالان حقوق زنان به دلیل شرکت در یک تجمع مسالمت آمیز مطرح شده واین هفته دادگاه آنها برگزار خواهد شد کناربگذارد. مقامات ایرانی همچنین باید جلوه جواهری ومریم حسین خواه را نیز بدون تاخیرآزاد کنند.

 

سازمان دیده بان حقوق بشر مطلع شد که مقامات دادگاه تاریخ 18 و19 دسامبر را برای دادگاهی کردن حسین خواه وجواهری به اتهام دخالت در گردهمایی مسالمت آمیز چهارم مارس دراعتراض به تحت تعقیب قراردادن دیگر فعالان حقوق زنان درنظر گرفته اند.(http://hrw.org/english/docs/2007/03/07/iran15452.htm) این دوتن درمیان 26 زنی بودند که در آن زمان دستگیر شدند وبعد ازچند هفته از زندان آزاد شدند. 

 

اگر چه مقامات حسین خواه وجواهری را به دلیل اتهام های دیگر مربوط به فعالیت های مسالمت آمیز آنها در کمپین یک میلیون امضا برای پایان دادن به تبعیض علیه زنان دربند سوم عمومی زنان زندان اوین به ترتیب از تاریخ 17 نوامبر واول دسامبر تا کنون نگهداری کرده اند. 

 

سارا لی وتیسون، مدیربخش خاورمیانه سازمان دیده بان حقوق بشر دراین زمینه گفت:" به نظر می رسد هیچ پایانی برای آزاد واذیت فعالان حقوق زنان ایرانی توسط مقامات دولت ایرانی وجود ندارد. آنها اتهامات جدیدی را علیه زنان مطرح می کنند پیش از آنکه بتوانند آنها را رسیدگی کنند." 

 

درتاریخ 17 نوامبر، حسین خواه درپاسخ به احضار رسمی برای حاضر شدن در یکی از شعبات دادگاه انقلاب تهران دررابطه بافعالیت های ترویجی برای کمپین یک میلون امضا به آنجا مراجعه کرد. مقامات رسمی او را به تشویش اذهان عمومی و نشر اکاذیب متهم کرده و وثیقه سنگین یک صد میلیون تومانی (حدود 100 هزار دلار) را برای وی تعیین کردند. درنتیجه ناتوانی وی برای تهیه وثیقه، مقامات او را به زندان اوین منتقل کردند. 

 

درتاریخ اول دسامبر، جواهری نیز در پاسخ به احضاریه رسمی برای حضور دریکی ازشعبات دادگاه انقلاب در تهران دررابطه به فعالیت های کمپین یک میلیون امضا دردادگاه حاضر شد. دادگاه او را به تشویش اذهان عمومی وتبلیغ علیه نظام و نشر اکاذیب ازطریق انتشار اخبار دروغ متهم و سپس به زندان اوین منتقل کرد. براساس مصاحبه با مادر جواهری، که درسایت کمپین یک میلیون امضا برای پایان تبعیض علیه زنان موجود است، دادگاه اول وثیقه ایی پنجاه میلیون تومانی (حدودا 50 هزاردلار) تعییین کرده بود اما آن رابه این دلیل که درمورد پرونده باید تحقیقات بیشتری صورت بگیرد باطل کرد. 

 

مشخص نیست که دادگاه های 18 و19 دسامبر همچنین اتهام های جدید علیه آنان را دربرخواهد گرفت یانه. دو تن دیگر از فعالان حقوق زنان وکمپین یک میلیون برای امضا برای پایان دادن به تبعیض علیه زنان، روناک صفازاده وهانا عبدی هر دوبیست ویک ساله هنوز با اتهام "اقدام علیه امنیت ملی" در زندان به سر می برند. مقامات صفازاده را در تاریج 25 سپتامبر وعبدی را درتاریخ 23 اکتبر در سنندج، شهری درشمال غربی ایران، بازداشت وزندانی کردند(http://hrw.org/english/docs/2007/11/10/iran17302.htm) 

 

ویتسون درهمین زمنیه گفت:" دولت هیچ شواهدی درزمینه اینکه صفازاده و عبدی کاری غیر از فعالیت های مسالمت آمیز برای حقوق زنان ایرانی انجام داده اند را ارائه نکردد..

 

 

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و هفتم آذر 1386ساعت 1:47  توسط حامي  | 

 

 

 

 

گوهر بیات: جلوه و مریم برای کودکان کار و حقوق اجتماعی دخترانمان زحمت کشیدند

شهاب ميرزايي: قطعه شعري را از گراناز موسوي براي حاضرين خواند.

   

کاوه مظفری: از شما می خواهم هیأت منصفه ی ما باشید

سمیه فرید و سارا لقمانی گزارش های این دو فعال كمپين يك ميليون امضا از زندان را برای حضار خواندند.

 

 پروین بختیار نژاد : با بازداشت چند زن مشكلي از مشكلات عديده ي شما حل نخواهد شد

محمد شریف : چرا به تعهدات حقوق بشر عمل نمی کنید؟

نسرین ستوده:

وثيقه بايد با نوع جرم، شخصيت متهم و یا امکان متواری شدن وی تناسب داشته باشد

                     

 

شهلا لاهيجي : اگر بناست اذهان عمومي ما اينچنين مشوش شود مرگ بر ما!

 

 آسيه اميني : مدافعان حقوق زنان امروز در زمره ي قربانيان حقوق زنان قرار گرفته اند

  

ژیلا بنی یعقوب :

مریم و جلوه سمبل اعتدال هستند، هم در مطالبات و هم در فعالیت اجتماعی

منصوره شجاعی : چرا این بار نوعروسان کمپین را نشانه گرفته اند ؟ 

 

فرخنده احتسابیان: اگر داد اين است بيداد چيست

 

فریده غائب در خصوص شرایط مخاطره آمیز شغلی زنان روزنامه نگار و محبوبه حسین زاده نیز در خصوص فعالیت های مطبوعاتی در زمینه ی تغییر قوانین و طرح خواست های کمپین یک میلیون امضا در نوشته هایش سخن گفتند.

 

  دلارام علي

    آخرین اخبار از وضعیت مریم و جلوه را در سایت تغییر برای برابری بخوانید.

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و پنجم آذر 1386ساعت 18:34  توسط حامي  | 

گزارشی از نشست اعتراض آمیز در انجمن صنفی روزنامه نگاران:

آیدا سعادت، مریم مالک

شنبه24 آذر 1386


انجمن صنفی روزنامه نگاران روز پنچ شنبه 22 آذرماه، میزبان جمع کثیری از نمایندگان مطبوعات و نشریات اعضای کمپین یک میلیون امضا و نیز روزنامه نگاران و فعالان اجتماعی فرهنگی و سیاسی بود که در اعتراض به بازداشت مریم حسین خواه و جلوه جواهری گرد هم آمده بودند. یک ماه از بازداشت مریم و دو هفته از بازداشت جلوه می گذرد.

این نشست به درخواست تعدادی از روزنامه نگاران عضو انجمن صنفی که به تهدید امنیت شغلی روزنامه نگاران و نیز برخوردهای امنیتی و قضایی با فعالان زن اعتراض داشتند برگزار شد. به رغم این که نشست مذکور در دفاع از حقوق مطبوعاتی این دو روزنامه نگار و وب نگار برگزار شده بود، حضور جمع کثیری از طیف های مختلف مطبوعاتی، اجتماعی، فرهنگی، سیاسی، دانشجویی و حقوق بشری وکلای روزنامه نگاران و فعالان جنبش زنان و نیز خانواده های مریم حسین خواه و جلوه جواهری این برنامه را به یکی از پرشور ترین نشست های اخیر انجمن صنفی روزنامه نگاران تبدیل کرده بود.

دیوارهای سالن اجتماعات انجمن صنفی روزنامه نگاران با پوسترهایی از مریم حسین خواه و جلوه جواهری و مریم نوربخش روزنامه نگار متوفی و نیز شعارهایی در اعتراض به ادامه بازداشت این دو نفر پوشانده شده بود. "جرم روزنامه نگاران زن چیست؟"،" تشویش اذهان عمومی یا تنویر افکار عمومی؟!"، "سانسور کلمات کافی نبود؟ دست به "حذف" حق طلبان می زنند." ، نوشتن از قوانین تبعیض آمیز" تشویش اذهان عمومی" نیست از جمله شعارهایی بودند که بر دیوارهای انجمن صنفی روزنامه نگاران به چشم می خوردند.

ابتکار جالب کمیته ی هنری کمپین یک میلیون امضا، ماسک هایی با علامت ضربدر سیاه در اعتراض به ادامه بازداشت دوستانشان بود که توجه شرکت کنندگان در مراسم را به خود جلب کرده بود. به طوری که تعدادی از شرکت کنندگان نیز به تبعیت از آنان این ماسک ها را بر چهره زدند. تعداد حاضرین در برنامه لحظه به لحظه بیشتر می شد تا جایی که به غیر از فضای داخل سالن اجتماعات راهروهای سالن اجتماعات نیز مملو از کسانی بود که مشتاقانه به این نشست آمده و تا پایان برنامه همراهی کردند. آنچه در پی می آید گزارشی از برخی سخنرانی های این مراسم است .


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه بیست و چهارم آذر 1386ساعت 8:56  توسط حامي  | 

IRN 014 / 1207 / OBS 157

بازداشت و حبس خودسرانه / آیین های دادرسی

برنامه نظارت بر حمایت مدافعان حقوق بشر، به عنوان برنامه ای مشترک از "سازمان جهانی مبارزه با شکنجه" (OMCT) و "فدراسیون بین المللی جامعه های حقوق بشر" (FIDH) اطلاعات جدیدی را دریافت کرده است و از شما درخواست می کند که سریعا درخصوص وضعیت پیش آمده ذیل در جمهوری اسلامی ایران اقدام نمایید.

شرح مختصری از وضعیت پیش آمده:

برنامه نظارت از سوی منابع قابل اطمینان مطلع شده که خانم جلوه جواهری، روزنامه نگار و یکی دیگر از فعالان کمپین "یک میلیون امضاء" بازداشت و به زندان منتقل شده است. او همچنین یکی از اعضای فعال در سایت اینترنتی کمپین است که هدف آن اعمال فشار بر قانونگذاران جمهوری اسلامی دایر بر تغییر قوانین تبعیض آمیز در زمینه حقوق زنان می باشد.

با توجه به اطلاعات به دست آمده، خانم جلوه جواهری روز اول دسامبر 2007 به شعبه ویژه امنیت دادگاه انقلاب احضار شده است. او پس از چند ساعت بازجویی به "تشویش اذهان عمومی"، "تبلیغ بر ضد نظام" و "نشر اکاذیب" از طریق قطعات خبری در سایت کمپین "یک میلیون امضاء" متهم گردید. خانم جواهری سپس به بخش 3 زندان اوین منتقل شده و همچنان در زندان بسر می برد.

برنامه نظارت مراتب نگرانی شدید خود را نسبت به افزایش سرکوب توسط دولتمردان جمهوری اسلامی در قبال مدافعان حقوق بشر، به ویژه فعالان حقوق زنان که در کمپین "یک میلیون امضاء" نیز مشارکت می کنند، اعلام می دارد و همچنین یادآور می شود که طی دو سال گذشته بیش از 100 فعال حقوق زنان دستگیر شده، مورد بازجویی قرار گرفته و در نهایت محکوم شده اند. این درحالی است که دولت جمهوری اسلامی از زندانی کردن این فعالان و آزادی آنان در ازای وثیقه های سنگین بیش از یک میلیون یورو به دست آورده است.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه هجدهم آذر 1386ساعت 11:22  توسط حامي  | 

 

جلوه جواهری
9 آذر 1386

اولين طرحي كه در جهت تغيير قوانين مربوط به خانواده در چارچوب قوانين مدني ايران ارائه شد، طرح قانون خانواده توسط دکتر "مهرانگيز منوچهريان" بود كه ابتدا در اسفند 1342 به عنوان ضميمه كتاب "وضع حقوقي زن در جهان" توسط اتحاديه زنان حقوقدان ايران به چاپ رسيد. اين طرح مجدداً در 1343 به صورت جزوه اي مستقل با عنوان "طرح قانون خانواده بر مبناي اصل تساوي حقوق زن و مرد" به چاپ رسيد و سپس در مجله هفتگي "اطلاعات بانوان" در چهار شماره پياپي منتشر شد. با اين حال، در آن سال به دليل واكنش هاي فقهي مراجع مذهبي و مخالفت وزير دادگستري وقت (باقر عاملي)؛ منوچهريان موفق نشد نظر مثبت حداقل 15 نفر از نمايندگان را براي ارائه طرح در مجلس سنا جلب كند. وزير دادگستري در آن زمان اعلام كرد كه قوانين مدني ايران تغيير نمي كند و طرح پيشنهادي منوچهريان را حاصل مطالعه شخصي وي دانسته و اظهار كرد كه در دادگستري هيچ لايحه پيشنهادي كه تشخيص داده شود مغاير دين مبين اسلام است مورد توجه قرار نخواهد گرفت. منوچهريان نيز به جرم پاسخي که به وزير دادگستري داد به مدت سه ماه به تفرش تبعيد شد.

....


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه سیزدهم آذر 1386ساعت 0:59  توسط حامي  | 

روايتي ديگر از حمله به كارگاه خرم آباد:

جلوه جواهري
5 مهر 1386

در اتاق بودم که صداها مبهم شد. صداي فريادي بود انقدر آشنا که انگار ادامه خوابي بود که گفته بودم. و حالا صداها امتداد داشت. گوشي کنار دستم، نمي دانم مال که بود، برداشتم و سعي کردم شماره يکي از بچه هاي تهران را بگيرم که در باز شد. با اسلحه يک متري تهديد شدم که سريع بيرون بروم. و بعد مرا دوباره به همان اتاق آوردند براي بازرسي بدني. همه چيز سريع اتفاق افتاد، چهره هايي که تا چند لحظه پيش سعي داشتند فضاي سرد کارگاه را بشکنند، مضطرب و گيج و واخورده، نگاهشان پراکنده شده بود. آن طرف صداي فرياد يکي که "مرد مگه نمي بيني دخترا رو تو اتاق بازديد بدني مي کنن، چرا در و باز مي کني؟" و اين طرف صداي مردي نظامي که انگار هول کرده باشد "خفه شو به تو چه!"

صداها قاطي شده بود و من انگار که ادامه خوابم باشد. مردان نظامي با کلاشينکف به همراه سه زن، کارگاه ما را فتح کرده بودند و سه زني که همراهشان بود در يخچال انگار که دنبال مواد مخدر بودند و بيچاره آنها که حتي آنقدر محرم نبودند که بدانند به دنبال چه آمده اند!

همه ما را هم چون اسراي جنگي نشاندند و دست بند آوردند و اين بار صداي فرياد زارا بود که "مگه ما مجرميم. به کارگاه اومديد، جاني خطرناک که نيستيم. بايد به زور دست بند بزنيد و گرنه من يکي خودم حاضر نميشم که دست بند به دستم بزنيد" بالاخره فريادش تاثير گذاشت و ما زنان را بدون دست بند بردند.

            ...


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه سیزدهم آذر 1386ساعت 0:58  توسط حامي  | 

جلوه جواهری
5 شهریور 1386

در آستانه سالگرد کمپین یک میلیون امضا برای تغییر قوانین تبعیض آمیز هستیم. طی یکسال اخیر، گذشته از حوادثی که بر کمپین تحمیل شد و فراز و فرودهایی که کنشگران کمپین در مواجهه با شرایط کنشگری در جامعه ای چون ایران داشتند، یکی از چالش هایی که به خصوص در ماه های اخیر با آن مواجه بودیم، مسئله دموکراسی بوده است.

کمپین یک میلیون امضا با هدف تغییر قوانین تبعیض آمیز سعی دارد حساسیت و آگاهی عمومی نسبت به قوانین تبعیض آمیز را از طریق گفت و گوی مستقیم با مردم، ارتقا بخشد. این روش، تغییر از پایین را مد نظر دارد، با این اعتقاد که اگر آگاهی عمومی افزایش یابد و هر فرد به نسبت میزان حساسیت و آگاهی اش به قوانین نابرابر موجود، در ایجاد تغییر مثبت در جهت برابری سهیم باشد، تغییری که از پی این تلاش بر می آید آسان تر جذب کالبد جامعه شده و به سادگی از بین نخواهد رفت. لازمه چنین تغییری، بیش از هرچیز، به کنش مستقیم مردمی بستگی دارد که درگیر قوانین نابرابر هستند، و ازاین روست که برای عمومی کردن خواسته های مطرح در کمپین، مشارکت بالای مردمی و درگیری بیشتر کنشگرانی که به کمپین می پیوندند، ضروری است.

...


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه سیزدهم آذر 1386ساعت 0:57  توسط حامي  | 

جلوه جواهري
13 دی 1385

کمپین یک میلیون امضا برای تغییر قوانین نبعیض آمیز از ابتدای شکل گیری طرحی منعطف و با ساخت شبکه های نامتمرکز را در نظر داشت. در شروع کار کمپین برای آن که انسجام لازم برای شروع و گسترش کار پدید آید، وجود هسته اولیه ای از گروه ها و افراد برای برنامه ریزی اولیه لازم بود، گرچه از همان ابتدا توافق جمعی بر این بود که این برنامه ریزی موقتی است و کمپین طی رشد خود، می تواند هر بار و هر بار، تصویر و فرم جدیدی را در بازخوانی از خود ایجاد کند.

در حال حاضر کمپین دو روش کاری پیش روی خود دارد، متمرکز و غیر متمرکز، تلاش من بر این است که از منظر میزان و نحوه مشارکت اعضا را از طریق این دو روش بازگو کرده و به تبیین روشی بپردازم که در کمپین در پیش گرفته ایم .

* متن سخنرانی در اولین نشست سراسری اعضای کمپین


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه سیزدهم آذر 1386ساعت 0:56  توسط حامي  | 

جلوه جواهري
29 مهر 1385 

از ميان جنبش هايي که در سالهای اخير در جامعه ما مطرح شده‎‎اند ميتوان گفت جنبش زنان تنها جنبشي است که توانسته است به خانه هاي مردم راه پيدا كند. شرايط جامعه ما که به دليل شکاف بين مردم و جامعه مدني اش دچار رکود فکري و عملي شده است به سختي مي تواند اين شکاف را پر کند.

اما جنبش زنان اهداف و مسائلي را مد نظر دارد که در نهايت به ارتباط بيواسطه يعني به خانه هاي مردم ارتباط مييابد. براي نمونه جنبش دانشجويي نيازي ندارد تا به حوزه خصوصي و به خانه هاي مردم رود يا جنبش اصلاحات به واسطهي آنكه رو به سوي قدرت دارد در سطح كلان متوقف ميشود. اما در اين ميان تنها جنبش زنان است که راه پيشرفت و گسترش خود را ضرورتا در ارتباط با خانواده ها مي بيند چرا که نظام مردسالاري را نشانه رفته است و اين نظام درون خانه و از بطن روابط خانوادگي آغاز مي شود.

تجربه مشترکي که هر کدام از زنان بهتنهايي در خانه هاي خود دارند، نوعي آگاهي نهفته را در آنها ايجاد کرده است. اين آگاهي ”در خود“ است و به اشکال مختلف فردي بروز ميكند. تنها زماني براي تک تک زناني که در خانه به سر ميبرند آگاهي ”براي خود“ شکل مي گيرد و اين آگاهي و پتانسيل نهفته صورت جمعي بهخود ميگيرد که آنها از تجارب يکديگر آگاه شوند.

شانسي که در جنبش زنان نسبت به جنبش هاي اجتماعي ديگر وجود دارد وجود هويت مشترک زنان است. آنها تجارب و دردهاي مشترک زيادي دارند. براي نمونه ”مادري“ امري است که زنان با آن مواجهند و يک تجربه زيسته است. تجارب مشترک زنان بهقدري به آنان هويتي مشترک مي دهد که حتا سطح کنش فردي آنها را نيز ناخودآگاه به هم نزديک ساخته است. بالارفتن ارقام طلاق (بدون ارزشگذاري که خوب است يا بد) نشان از وجود همين هويت مشترک در ميان زنان دارد. آنها بدون برنامهريزي آگاهانه جمعي، در واقع کار فردي مشابهي انجام مي دهند.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه سیزدهم آذر 1386ساعت 0:54  توسط حامي  | 

گزارشگران بدون مرز دستگيری وب نگار فمينيست جلوه جواهری. عضو تحريريه سايت تغيير برای برابری، نشريه اينترنتي مدافع حقوق زنان و اميد احمد زاده روزنامه نگار روزنامه های ديدگاه و ئاسو را محکوم مي کند.

" در دو هفته گذشته اين دومين وب نگار فمينيست است که با اتهاماتي مبهم دستگير و روانه زندان شده است. دولت ايران در پي تنبيه نويسندگان مقالاتي ست که از سياست های تبعيض آميز آن انتقاد مي کنند. با تحت فشار نهادن مدافعان حقوق زنان، رژيم مي خواهد به فعاليت سايت هايي چون تغيير برای برابری پايان دهد، امری که نقض فاحش آزادی بيان محسوب مي شود."

جلوه جواهری ٣٠ ساله مدافع حقوق زنان و عضو تحريريه سايت تغيير برای برابری روز شنبه ١٠ آذر ماه به دادسرای شعبه يک امنيت تهران احضار شد. پس از بازجويي برای وی با اتهاماتي چون " تشویش اذهان عمومی، تبلیغ علیه نظام، نشر اکاذیب از طریق انتشار اخبار کذب در سايت تغییر برای برابری " قرار بازداشت صادر و به زندان اوين انتقال يافت.

جلوه جواهری در تاريخ ١٣ اسفند ماه سال گذشته نيز به همراه ٣٤ تن ديگر از روزنامه نگاران و مدافعان حقوق زنان که در اعتراض به محاکمه و تعقيب قضايي ٥ فعال زن در برابر دادگاه انقلاب اسلامي تجمع کرده بودند، توسط ماموران امنيتي دستگير شده بود. وی برای روز ۲۷ آذر ماه نيز در رابطه با اين پرونده به دادگاه احضار شده بود.

مريم حسين خواه. روزنامه نگار و وب نگار فمينيست عضو تحريريه روزنامه های آنلاين زنستان و تغيير برای برابری که در روز يکشنبه ٢٧ آبان ماه دستگير شد، همچنان در زندان اوين بسر مي برد. "اتهامات" اين وب نگار معترض نيز از سوی دادسرای ویژه امنیت " تشویش اذهان عمومی، تبلیغ علیه نظام، نشر اکاذیب از طریق انتشار اخبار کذب در زنستان و تغییر برای برابری " اعلام شده و از سوی مقامات قضايي برای وی نيز قرار وثيغه ١٠٠ ميليون توماني صادر شده است.

از سوی ديگر ٥ آذر ماموران وزارت اطلاعات در شهر سنندج اميد احمد زاده روزنامه نگار روزنامه های ديدگاه و ئاسو را بعد از بارزرسي منزل بازداشت و به مکان نامعلومي منتقل کرده اند. اين روزنامه نگار از ماه ها پيش از سوی ماموران قضايي- اطلاعاتي تحت فشار قرار داشت.

گزارشگران بدون مرز ياد آور مي شود که ايران از جمله کشورهای سرکوبگر در عرصه اينترنت است و در ليست ١٣ کشور "دشمنان اينترنت" در جهان قرار دارد. در اين کشور در طي سال گذشته بيش از ١٠ ميليون صفحهی اينترنت به بهانه داشتن محتوای " غير قانوني و مغاير با عفت عمومي " مسدود شده است. مقامات ايران به بهانه های فني و از جمله "فشار بر شبکه" ولي در اصل برای جلوگيری از بارگيری فيلم و موسيقي و اطلاعات مورد نياز بر روی سايت های کاربران ايراني را از اينترنت با سرعت بالا محروم کرده اند.

با ١٥ روزنامه نگار و وب نگار زنداني، ايران بزرگترين زندان روزنامه نگاران در خاورميانه است

 

+ نوشته شده در  دوشنبه دوازدهم آذر 1386ساعت 12:15  توسط حامي  | 

جلوه جواهري

مکان، نقش پر "تناقض" و مهمي در زندگي روزمره ي ما  زنان، چه در فضاي بسته خانه هايمان، و چه در فضاهاي عمومي شهري، ايفا مي کند. به دليل محدوديت هاي جنسيتي که به واسطه قوانين نوشته شده و نانوشته، بر ما تحميل شده، به نوعي متفاوت از مردان "مکان" ها را "تجربه" مي کنيم. اغلب ما بيشترين ساعات روز خود را با تکراري بي نظير، در مکاني به سر مي بريم به نام "خانه"، که قرار بود آرامش خيال ما را فراهم کند و گرماي آن در پايان هر روز به ما اميد فردا را دهد، اما آکنده است از خشونت هاي بي پاياني به نام خشونت خانگي و گوشزدي از تلخي تکرار فردايي به همان شکل. زماني از روز را براي فعاليت هاي روزمره زندگي و انجام وظايف خانگي،  از خانه بيرون مي آييم و پا به "مکان هاي عمومي" شهري مي گذاريم، که با اولين قدمهايمان در آن احساس بيگانگي مي کنيم. فضاهايي که هر روز و هر روز با نگاهي مردانه و خشن به ما تجاوز مي کنند و خود را ناگزير محدود به مکان هايي مي کنيم تا طعم تلخ اين بيگانگي را کمتر بچشيم. استفاده از اين فضاها تجربه ي يکساني براي مردان و زنان نمي آفرينند. با اين حال همين فضاهاي عمومي، زنان را از خانه بيرون مي کشند و آنان را در مسير متفاوتي از تکرار خانه، قرار مي دهند. به همين دليل مي گويم "مکان" براي ما زنان، پر از تناقض است. اغلب زنان محيط هاي کاري و دانشگاهي را محيطي براي فرار از يکنواختي خانه مي دانند. با اين حال اين مکان ها هم براي زنان آزادي بيشتري خلق مي کنند و هم آنها را به واسطه سياست مردانه اي که در پس آن است، محدود و منزوي. در بسياري از فضاهاي شهري، زنان در حاشيه هستند.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه یازدهم آذر 1386ساعت 14:30  توسط حامي  | 

جلوه جواهري

هر جنگي بنا به شرايط مکاني و زماني متفاوتي بروز مي کند. منطق جنگها با هم يکي نيستند. و اغلب پشتوانه ايدئولوژيک خاص دوران خود را دارند. خيلي از امور که در يک دوره، شرط صلح منطقه اي بوده اند، مي توانند در دوره اي ديگر به بهانه جنگ تبديل شوند. جنگ زماني آغاز مي شود که گفتگويي در ميان نباشد. و ما بخواهيم ديگران را وادار به پذيرش اراده خود نماييم. جنگ با خشونت همراه است. خشونت به طور کل در اهداف کوتاه مدت نمود مي يابد. آن گاه که ما بخواهيم در زمان کوتاهي به خواسته خود برسيم . و توان و صبر گفتگو از بين رفته باشد. در اينجاست که خشونت به شکلي خاص بروز مي کند. در انقلاب، جنگ و يا خشونت هاي خردتر.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه یازدهم آذر 1386ساعت 12:30  توسط حامي  |